بديع الزمان فروزانفر

397

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

متوجه گرديده باشد ، مجموع فكر و ذكر موسوم بخاطر است و اهميت خاطر از آن جهت است كه مبدا افعال و اعمال انسانى است بدين گونه كه چون چيزى بر دل گذرد رغبت و ميل را تحريك مىكند و پس از آن ، عزم و نيت متوجه عمل مىگردد و فعل ، بواسطه‌ى حركت اعضا بحصول مىپيوندد ، و چون خاطر گاه محرك بخير و چيزى است كه عاقبت آن نيك است و گاه داعى بشر و امرى است كه فرجام بد دارد از اين رو خاطر به دو نوع تقسيم مىشود يكى خاطر خير كه آن را الهام مىگويند و ديگر خاطر شر كه آن را وسواس مىنامند ، از نظر ديگر چون خاطر و وسواس هر يك حادث و نيز مختلف است بناچار هر يك سببى جداگانه دارد بدين جهت سبب خاطر نيك را ملك و سبب خاطر بد را شيطان فرض كرده‌اند كه در حديث نبوى « لمه ملك » و « لمه‌ى شيطان » تعبير شده است پس خاطر به اعتبار عاقبت تقسيم مىشود به خاطر خير و يا الهام و به خاطر شر و يا وسواس و وسوسه و به لحاظ مبدا و محرك منقسم مىگردد به خاطر و يا لمه‌ى ملك و خاطر و يا لمه‌ى شيطان . بنا بر اين مىتوان گفت كه « خلق پنهان » در گفته‌ى مولانا اشارت است بداعى خير و ملك و داعى شر و شيطان و « كوب » آثارى است كه از حدوث خاطر در قلب و باطن انسان بحسب تعاقب بظهور مىرسد . بعضى از صوفيه خاطر را به چهار قسم كرده‌اند : 1 - خاطر ربانى يا حقانى و آن علمى است كه حق تعالى بىواسطه در دل سالك افكند . 2 - خاطر ملكى كه بر طاعت انگيزد و از معصيت باز دارد كه آن را « الهام » نيز گويند . 3 - خاطر نفسانى يا وسواس كه بر حظ و مراد عاجل تحريض كند و آن را « هاجس » نيز نامند .